ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

29

الفهرست ( فارسى )

چينيان مدادى « 1 » دارند كه از چيزهايى شبيه روغن چينى مىسازند ، و من مقدارى از آن را ديدم كه مانند لوحى بود و نقش صورت پادشاه را داشت ؛ و يك تكه از آن براى مدت زيادى كه دائما بنويسند كفايت مىكرد ؛ و اين است نمونهء خط آنان : سخن دربارهء قلم منانى « 2 » خط منانى از فارسى و سوريانى « 3 » استخراج شده و مخترع آن مانى است چنان كه مذهب او هم تركيبى از مجوسيت و نصرانيت است . حروف اين خط بيش از حروف عربى است . و با آن اناجيل و كتابهاى مذهبى خود را مىنويسند ؛ و مردم ماوراءالنهر « 4 » و سمرقند « 5 » نيز كتابهاى دينى خود را با آن نوشته و آن را خط دينى نامند . و مرقيونيه « 6 » خطى دارند كه بخودشان اختصاص دارد و شخص موثقى كه آن را ديده است به من گفت : اين خط شبيه به خط منانى ولى غير از آن است و حروف منانى بدين‌گونه است :

--> ( 1 ) مداد نوعى از مركب است كه خوشنويسان با آن مىنويسند رجوع شود به صبح الاعشى ج 2 ص 6 و 464 ، و فهرست كتابخانه دانشكدهء حقوق نگارش آقاى دانش‌پژوه ج 3 - ص 15 . ( 2 ) منانى نامى است كه تازيان بآثار مانى داده‌اند . ( 3 ) سوريانى يا سريانى منسوب بسورستان ( عراق و بلاد شام ) : نام قومى سامىنژاد است كه با قوم آرامى خويشاوند بودند ( برهان قاطع حاشيهء ص 1135 ) . ( 4 ) ماوراءالنهر بماوراء رود جيحون در خراسان گويند و آن قسمتى است كه در شرق رود بوده و بلاد هياطله نام داشته و در اسلام ماوراءالنهر ناميده شد ( معجم البلدان ) ( 5 ) سمرقند از شهرهاى مشهور خاورميانه در قسمت سعد ماوراءالنهر است و اكنون در تصرف روسهاست ( قاموس الاعلام تركى ) ( 6 ) مرقيونيه پيروان مرقيونند كه قبل از ديصانيه بودند ( ملل و نحل شهرستانى ج 2 ص 91 ) و رجوع شود بمرقونيان ص 603 در اين كتاب .